در قرن گذشته، یک توریست آمریکایی، یک مبلغ دینی مجاری مشهور را ملاقات کرد. او از خانه بسیار ساده عارف که تنها یک اتاق پر از کتاب بود تعجب کرد. تنها مبلمان منزل او شامل یک میز و نیمکت بود.توریست از عارف پرسید لوازم منزل و مبلمان تو کجاست؟ عارف پاسخ داد مال تو کجاست؟ توریست گفت مال من، من اینجا یک مسافرم . عارف جواب داد من هم همین طور.
برچسب: من فقط یک حاجت دارم,من فقط یک کروموزوم اضافه دارم,من فقط یک الکترون هستم,من فقط یک زن,من فقط یک نفرم,من فقط یک دخترم,من فقط یک بار مارتیک,من فقط یک زن بودم,من فقط یک ایرانیم,من فقط یک لحظه عاشقت شدم,
نویسنده: هلیا مرادیان
تاريخ: چهارشنبه
24 شهريور
1395 ساعت: 11:15